تبلیغات
موج ولایت - نقد ولایت فقیه . چرا و چگونه ؟
موج ولایت


 
 
آمار
 
وصیت نامه شهدا
 
لوگو دوستان
 
 
امکانات جانبی
 



بسیاری از کسانی که هم اکنون با رهبر معظم انقلاب زاویه دارند به این معتقد اند که در این جامعه نمی توانند به ایشان انتقاد کنند و به رویه ولی فقیه اشکال بگیرند و این عرصه وجود ندارد و اگر هم نقدی صورت گیرد با مواجهه تند حامیان مجبور به سکوت می شوند . خیلی از اینها این پرسش در ذهنشان هست که اکنون اگر ما نقدی داشته باشیم آن را چگونه مطرح کنیم و چه طور حرفمان را بزنیم که شما جلوی ما را نگیرید و سد نشوید و اصطلاحا صدایمان را خفه نکنید .

برای شروع این بحث و پاسخ به این شبهه که متاسفانه در ذهن خیلیها رسوخ کرده و ظاهرا می ترسند این مسئله را به عنوان یک سوال مطرح کنند لازم است به چند نکته اشاره شود .

در مرحله ی اول باید به فرد منتقد مراجعه کرد و نقدش را بررسی کرد که آیا این پرسش او از رهبر به عنوان یک نقد وارد است و اساسا با مبانی قرآنی و روایی و عقلی تعارض دارد یا نه . اگر این مطلب متعارض با مبانی ناب انقلاب و اسلام که بدیهی است و تمام افرادی که با تفکرات اسلام و انقلاب آشنایی دارند آن را تایید و تصدیق می کنند بود جای مطرح شدن در سطح عالی را ندارد و این دیگر انتقاد به رهبر نام نمی گیرد بلکه نقد به انقلاب و قانون اساسی و اساسا تفکرات اسلام است و در بحث ما جایی ندارد و بسیاری از تعارضات امروز برخی روشنفکران یا عامه ی مردم از این دسته است که به دلیل نبود آشنایی آنها با اسلام و یا اساسا عناد آنها مطرح می شود و اگر از روی جهل باشد با طرح استدلال و تبیین مبانی شخص قانع می شود و اگر هم از روی عناد باشد راه به جایی نخواهد برد و به قول قرآن " ان یروا کل آیه لا یومنوا بها (1) " اگر تمام نشانه ها را هم ببینند به ایمان نمی آورند .

 

اگر انتقاد فرد منتقد با مبانی انقلاب اسلامی متعارض نبود و از روی دلسوزی به عملکرد و رویه رهبر جامعه اسلامی در دوران غیبت معترض بود و یا پیشنهادی برای عرصه ای داشت که آن را بهتر از آن چه در حال انجام بود می دانست طبیعتا حق دارد اشکال خود را وارد کند . زیرا هیچ کس مدعی معصومیت کسی به جز ائمه نیست و همه احتمال خطایشان وجود دارد .

 این بدیهی است که کسی که ولایت حکومت اسلامی را بر عهده دارد هیچ گاه کاری را خلاف دستورات اسلام و عقل انجام نمی دهد . با توجه به حضور علما و فضلای بسیاری که در جامعه حضور دارند و تک تک کارهای ولی فقیه را از زیر ذره بین می گذرانند و مهمترین قشر یعنی مردم که آگاه به احکام الهی هستند و اگر خدای نکرده کسی که در مسند حکومت یک جامعه اسلامی نشسته عملی خلاف شرع و یا حتی عملی شبهه ناک انجام دهد همه مطمئنا در مقابل وی می ایستند و هیچ گاه هیچ کسی را بر قرآن و عترت مقدم نمی شمارند می توان نتیجه گرفت که اگر ولی فقیه ذره ای از صراط مستقیم که خط قرآن است منحرف شود کسی نیست که مسلمان باشد و به او اعتراض نکند .

پس این احتمال که ولی فقیه جامعه عملی را خلاف انجام داده که مشخصا راه اسلام این نیست و فقط بعضی افراد خاص که موجودیت و شخصیت آنها بر همگان آشکار است فهمیده اند وجود ندارد و اگر نقدی بر عملکرد حاکم اسلامی از جانب اشخاصی صورت می گیرد به این معنا نیست که راه ولی فقیه راه جدای از دین بوده بلکه به این معناست که راه او درست بوده اما درست تر هم می توانست باشد به عقیده ی فرد منتقد . چون اگر عمل جدای از دین باشد کسی نمی ماند که نقدش را پنهان کند . به خاطر این است که امام راحل می فرمایند کسانی که می گویند ولایت فقیه دیکتاتوریست از اسلام چیزی نمی فهمند . فقیه اگر یک کلمه به خلاف اسلام بگوید از فقاهت می افتد .

حال اگر فرد خواست به ولی فقیهش بگوید اگر این راه را انتخاب کنید بهتر است و به عنوان پیشنهاد نظرش را مطرح کند و یا بخواهد بگوید اگر این کار را می کردید بهتر بود او باید آزادانه نظرش را طرح کند و منتشر نماید و این نه تنها موجب تضعیف ولایت فقیه نیست بلکه مایه ی رشد جامعه نیز می باشد .

در اینجا هم افرادی که خودشان را حامیان ولایت می دانند نباید بخواهند از این طرح نظر جلوگیری کنند . چون مطمئنا این نقد از تفکرات انقلاب را نفی نمی کند و یا نمی خواهد اتهامی را به ولایت فقیه وارد کند که نبوده و رخ نداده و یا از روی تحلیل نادرست بوده بلکه می خواهد به عنواند یک مشورت دهنده و یک دلسوز از باری که بر دوش رهبرش است مقداری را بردارد و فضای جامعه را فضای تفکر و حضور مردم در بخش های مختلف نماید .

 

پس در نتیجه اگر فردی خواست بدون غرض شخصی و حب و بغض سیاسی ، از روی دلسوزی و خیر خواهی نقدی را که به عملکرد ولایت فقیه وارد کند که این نقد

اولا مبانی اسلامی را زیر سوال نبرد و از تفکرات انقلابی برخاسته باشد و

ثانیا اتهام به کسی وارد نشود و راستی اش  بر همگان روشن نباشد

آزاد است طرح عقیده بکند که این نه تنها موجب تضعیف ولایت نیست بلکه مایه ی تقویت نظام اسلامی نیز می باشد .

و البته این نکته مهم است که تمام اعضای جامعه اسلامی باید گوش به فرمان رهبرشان و ولی فقیهشان باشند و این همیشه این پاسخ  امام زمان عج به اسحاق بن یعقوب را سر لوحه رفتارشان قرار دهند که" انهم حجتی علیکم و انا حجت الله(2)" ولی فقیه حجت امام زمان بر ما است و امام زمان حجت خداست بر ما و اطاعت نکردن از ولی فقیه تا حد اطاعت نکردن از خدای متعال پیش می رود .

 

1:سوره مائده آیه 25

2: کمال الدین ، شیخ صدوق ، ج 2 ، باب 45 ، ص 483



نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند 1391  توسط سید مرتضی رضایی میانگله 




درباره سایت
 
 
 
جستجو