تبلیغات
موج ولایت - بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی
موج ولایت


 
 
آمار
 
وصیت نامه شهدا
 
لوگو دوستان
 
 
امکانات جانبی
 




    بسماللّهالرّحمنالرّحیم
 اولاً خوشامد عرض میكنم به همهی برادران و خواهران عزیز، نمایندگان محترم. و برای گذر از مقطع یكسالگیِ نمایندگیِ دوستان محترم - كه انشاءاللّه این یك سال، مورد رضای الهی و حسنهای در پروندهی اعمال شما باشد - دعا میكنم. همچنین برای رئیس محترم مجلس و هیئت رئیسه كه مجدداً اعتماد شما نمایندگان محترم را جلب كردند و مسئولیت پذیرفتند، دعا میكنم كه خداوند متعال برای آنها و برای شما خیر مقدر فرموده باشد و همهی شما را به آنچه كه كسب رضای اوست، موفق بدارد.

 عمده در كارهای ما همین است برادران و خواهران عزیز! این موقعیتهای ظاهری و این عناوین و ریاست و مدیریت و نمایندگی و اعتبار مردمی و اینها میگذرد؛ آنچه كه برای ما و شما باقی میماند، عمل ما است؛ كه اگر عمل نیك و عمل صالح با نیت خوب و درست انجام داده باشیم، در این سالهائی كه بر ما میگذرد، با این عناوین و با این خصوصیات، ضرر نكردیم. اگر چنانچه خدای نكرده این دوران مسئولیت و مأموریت و نام و نشان و عنوان، برای ما دستاوردی نداشته باشد، یا اگر خدای نكرده بر روی ما تأثیر منفی گذاشته باشد و ما را بدهكار كرده باشد، این بدترین سرنوشتی است كه ممكن است برای امثال ما و شما، این مسئولیتها رقم زده باشد. باید به این مسئله به طور دائم توجه داشته باشیم.
 البته این فرصت - فرصت نمایندگی مردم - یك فرصت مغتنمی است. هر كسی در جامعهی اسلامی و نظام اسلامی بتواند یك مأموریتی به دست بیاورد و آن مأموریت را بدرستی انجام دهد، واقعاً باید خدا را شاكر باشد؛ ولی باید توجه داشت كه این فرصت، امتحان بزرگی هم هست. ما در حال امتحان دادنیم. در برجستگیهای دوران زندگی است كه امتحانهای سخت پیش میآید. در روال عادی زندگی امتحان هست، لیكن امتحانهای برجسته و نفسگیر معمولاً مال آنجائی است كه انسان وارد مقاطع حساس میشود؛ كه از جملهاش همین مسئولیتهای ماها است. گاهی یك نفر سالهای طولانی از عمر خود را با امانت و طهارت گذرانده است، بعد میرسد به یك مقطع امتحان؛ اگر نتواند در این مقطع امتحان، توانائی خودش را در مهار نفس نشان دهد، لغزش پیدا خواهد كرد. این مقطع حساس، نمایندگی مجلس است؛ مسئولیتهای دولتهائی است؛ مسئولیتهائی از قبیل مسئولیت این بندهی حقیر است. اینها آن مقاطع حساس زندگی ما است؛ اینجاها باید مواظب خودمان باشیم، مراقب باشیم. گاهی انسان در حال عادیِ زندگی، خوب زندگی میكند؛ اما وقتی به پرتگاه رسید، وقتی به نقطهی حساس رسید، وقتی به پیچ خطرناك رسید، نمیتواند درست كنترل كند. این را باید به یاد داشته باشیم. «فی تقلّب الأحوال علم جواهر الرّجال»؛(۱) ما خودمان را هم در یك چنین مقاطعی میتوانیم درست محك بزنیم. معمولاً انسان به خودش خوشبین است. ما عیبهای خودمان را نمیبینیم؛ معمولاً محسّنات خودمان را بزرگتر از آنچه كه هست، میبینیم. اینطور جاها وقتی كه بین خودمان و خدا خلوت كنیم، میتوانیم ضعفهای خودمان را، نقصهای خودمان را پیدا كنیم. یك جا پول هست، یك جا قدرت هست، یك جا وجاهت هست، یك جا شهوات جنسی هست؛ اینها امتحانهای سخت است. آنچه كه برای نمایندگان محترم مجلس، برای مسئولان دولتی، برای مسئولان قضائی، برای نیروهای مسلح، برای روحانیون، برای آن كسانی كه مجموعهای از اینها را با هم دارند، مهم است، این است كه با دید نافذِ خودشان مواقع امتحان و مواضع امتحان را بشناسند؛ بدانند كه این نقطه، نقطهی امتحان است؛ غفلت نكنیم. اگر توانستیم از این پیچ خطرناك، از این نقطهی حساس، از این لب پرتگاه بسلامت عبور كنیم، خدا را شاكر باشیم، سپاسگزار باشیم. این، آن نقطهی اصلی و حرف اصلی ما با شما برادران و خواهران عزیز است. در درجهی اول، این نصیحت به خود بنده هم هست؛ به شما میگویم تا انشاءاللّه دل خود این گویندهی حقیر تحت تأثیر این حرفها قرار بگیرد و نصیحت شویم، موعظه شویم؛ هم از طرفی قدر موقعیتی را كه به ما فرصت خدمت به مردم و خدمت به اسلام و خدمت به كشور و خدمت به نظام را میدهد، بدانیم و این را نعمت بزرگ خدا بشماریم؛ هم از آن طرف توجه كنیم كه در اختیار داشتن این فرصت، یك خطراتی هم دارد. یك خودروی تر و تمیزِ خوشفرمانِ تندرو زیر پای انسان البته موفقیتی است، انسان را به مقاصد میرساند؛ اما به همان اندازه خطرات هم دارد؛ باید مراقب بود. این، حرف اصلی ما به شما برادران و خواهران عزیز است. امیدواریم انشاءاللّه این حرفها در همهی ماها مؤثر باشد.
 آنچه كه در مورد مجلس، در این یك سالی كه از عمر آن گذشته است، میتوانیم عرض كنیم، این است كه بحمداللّه حضور تخصصهای متنوع - آنطوری كه به بنده گزارش شده است - در مجلس، توانسته است كمك كند به پخته شدن و به ثمر رسیدن طرحهای گوناگون و برنامههای گوناگون و لوایح تقدیمی از سوی دولت و به نتائج بهتری رسیدن. خاصیت تخصص هم همین است؛ وقتی دانش هست، توانائی هست و احساس وظیفهی خدمت پشت سرش هست، طبعاً محصول كار، محصول بهتری خواهد بود. این، جای خرسندی و شكرگزاری است كه بحمداللّه مجلس از یك چنین توانی برخوردار است.
 مواضع سیاسی مجلس هم در این مدت - آنطوری كه مشهود بوده است - در زمینههای مختلف، مواضع خوبی بود؛ موضعگیریهای درست و بجائی انجام گرفت. شما نمایندهی مجموعهی ملتید؛ خواستههای آنها و حرف دل آنها در رفتارهای شما تجلی پیدا میكند. بحمداللّه آنچه كه مشاهده شده، بسیار خوب بوده.
 آنچه كه مهم است برادران و خواهران نماینده به آن توجه كنند و من همیشه در همهی دورهها یا اغلب دورهها كه این توفیق را داشتم كه با نمایندگان محترم گفتگو كنم، این را تذكر دادم، این است كه بدانید شما مثل یك قله هستید؛ آنچه از دل این قله میجوشد، بر دامنه و پیكره سرازیر میشود. رفتار، آداب، خُلقیات، چگونگی تعامل در مجلس شورای اسلامی، مثل بقیهی قلههائی كه در كشور وجود دارد، بر روی رفتار، آداب، اخلاق و منش آحاد جامعه اثر میگذارد؛ این یك امر طبیعی است، یك امر همیشگی است. اگر در مجلس، عقل و فكر و طمأنینه و سكینه و آرامش و محبت حكمفرما باشد و از بلندگوهای مجلس این قضیه در سطح جامعه منعكس شود، همین خصوصیات بتدریج در جامعه اثر میگذارد. اگر در مجلس تشنج باشد، بغض باشد، كمكاری باشد، این باز به نوبهی خود در رفتار مردم منعكس میشود؛ این تأثیر، طبیعی است. این تأثیر، دفعی و برجسته و نمایان نیست، اما بمرور و بتدریج آثار خودش را نشان میدهد؛ این، مسئولیت مسئولان محترم را افزایش میدهد. لذا به نظر من، دوستان عزیز و نمایندگان محترم از این نقطهنظر هم بر روی منش و رفتار خودشان یك مراقبت كاملی داشته باشند.
 كار كردن بر روی لوایح و طرحها، یك وظیفهای است به عنوان ادای حق مردم - این كه حالا یك امر قطعی و روشنی است - یعنی وقتی لایحهای به مجلس میآید یا طرحی را شما در مجلس تهیه میكنید و میخواهید این را در یك بخشی از بخشهای كشور كه میتواند جدول فعالیت كلان كشور را پر كند، به كار بیندازید، دقت شما، مراقبت شما، اهتمام شما، تحقیق شما، مطالعهی شما، كه به پخته شدن این طرح یا لایحه كمك میكند، یك حقی است برای مردم بر دوش شما. لایحهای به مجلس میآید - بنده خودم هم در مجلس بودم و این موارد را از نزدیك تجربه كردم - وقتی كه لایحه به كمیسیون داده میشود و در معرض دید این نماینده قرار میگیرد، گاهی با این لایحه مثل یك كار مربوط به شخص خود رفتار میكند؛ دقت میكند، مطالعه میكند، تحقیق میكند، با كارشناس مینشیند مباحثه میكند، مطلب را در ذهن خود به صورت محقَّق ترسیم میكند؛ گاهی هم نه، لایحه میآید یا مثلاً طرحی در مجلس میخواهد تصویب شود، این نماینده خیلی محتوای لایحه و طرح را نمیداند، خیلی احساس مسئولیت نمیكند، رسیدگی نمیكند؛ نه در كمیسیون، نه در صحن مجلس. این رأی «آری» یا «نه» او به یك چنین لایحه یا طرحی، خالی از شبهه نیست؛ رأی ممتنع او هم خالی از شبهه نیست. ما كه نیامدیم اینجا بنشینیم رأی ممتنع بدهیم؛ ما آمدهایم بگوئیم این بشود، این نشود. رأی ممتنع مال آنجائی است كه انسان زحمت خودش را كشید، كار خودش را كرد، بالاخره ذهنش به جائی نرسید؛ خب، اینجا البته انسان رأی ممتنع میدهد؛ مثل فقیه و مجتهدی كه زحمت خودش را میكشد، به منابع مراجعه میكند، ادلهی اجتهادی و ادلهی فقاهتی را میبیند، بعد ذهنش به جائی نمیرسد؛ میگوید خب، اینجا احتیاط كنید؛ میگوید من رأی ندارم، فتوا ندارم. رأی ممتنع مال اینجا است؛ اما اینكه ما مطالعه نكنیم، كار نكنیم، بعد برای اینكه خودمان را اسیر «آری» یا «نه» بیدلیل و غیر مستند نكرده باشیم، میگوئیم خیلی خوب، ما رأی ممتنع میدهیم! این نمیشود. پس یكی از كارهای بسیار مهم و لازم و اصلی در مجلس، همین كار بر روی لوایح است؛ چه لوایحی كه دولت میفرستد، چه طرحهائی كه خود شما در مجلس آنها را تنظیم میكنید. واقعاً باید كار شود. هر كس اگر اهل اجتهاد در این فن است، به صورت اجتهادی؛ و اگر چنانچه خودش صاحب رأی نیست، با مشاوره گرفتن از این و آن، به یك نتیجهی قطعی برسد؛ این یكی از كارهای بسیار اساسی است.
 البته این گلایه وجود دارد، بنده هم مكرر این گلایه را در دورههای گذشته به نمایندگان محترم مجلس و به رؤسای مختلف مجلس عرض كردم كه گاهی اوقات انسان میبیند خیلی از صندلیها خالی است؛ به قدری كه از نصاب جایز فراتر است! حالا یك تعدادی صندلی قهراً همیشه یك عذری برایش وجود دارد، اما بالاخره این یك نصابی دارد. گاهی كه انسان میبیند از این نصاب بالاتر است، احساس میكند كه بر طبق وظیفه عمل نشده است. گاهی هم بعضی در مجلس هستند - این هم یك پدیدهای است - در رأیگیری شركت نمیكنند؛ آقایان آن عقب مجلس مینشینند، گعده میكنند! این هم مصلحت نیست. یعنی هم حضور جسمانی در مجلس، هم حضور قلب در مجلس - یعنی متوجه آن مسئله بودن، حرف موافق و حرف مخالف را شنیدن - لازم است؛ اینها جزو وظائفی است كه قوام نمایندگی به اینها است و نمیشود از اینها صرفنظر كرد؛ اینها خیلی چیزهای مهمی است. واقعاً درخواست من از برادران و خواهران عزیز نماینده این است كه به این مسئله توجه كنند، اهتمام بورزند؛ هم برای حضور در مجلس، به معنای حضور جسمانی و مادی؛ هم به معنای حضور معنوی و روحانی، یعنی حضور قلب و حضور ذهن؛ این مسئلهی مهمی است.
 یك مسئلهی  دیگر - همان طور كه عرض كردیم - این است كه رفتار نمایندگان در تربیت جامعه و سوق دادن جامعه به این طرف و آن طرف مؤثر است. اگر تقوا و امانت و اخلاق و احساس مسئولیت و نشاط كار، در مجلس دیده شود، این در جامعه اثر میگذارد؛ در درجهی اول مردم را نسبت به نمایندگان مجلس علاقهمند و خوشبین و متعهد میكند، در درجهی بعد رفتار آنها را به رفتار این نمایندگان عزیز - كه خب قله هستند، چهره هستند، برجسته هستند - نزدیك میكند.
 اگر در تعبیراتی كه نمایندهی محترم مجلس به كار میبرد؛ چه در نطقهای پیش از دستور، چه در اظهارات، چه در بگومگوها، ملاحظه شد كه ادب وجود دارد، پرهیز از اهانت وجود دارد، پرهیز از تعبیرات ناپسند و سخیف وجود دارد - دیدن اینها را انسان احساس میكند؛ وقتی انسان پای رادیو نشسته است و دارد گوش میدهد، میفهمد كه این آقا میتوانست در اینجا این تعبیر اهانتآمیز را به كار ببرد، ولی به كار نبرد - این در منِ مستمع هم اثر میگذارد؛ اما اگر چنانچه نه، خدای ناكرده عكس این دیده شد؛ یعنی ناپرهیزی در بیان، در گفتار، در تعبیرات، تعبیرات اهانتآمیز یا غیر مؤدبانه، یا رفتار غیر مؤدبانه دیده شد، این بلافاصله اثر میگذارد. یعنی آن شنونده با اینكه این رفتار را تحسین نمیكند، درعینحال خودش تحت تأثیر قرار میگیرد. مردم مثل بچهای نیستند كه از رفتار پدر تأثیر میپذیرد، بدون اینكه زشتی یا خوبی آن رفتار را بفهمد؛ نه، مردم زشتی و خوبی رفتار را میفهمند؛ طبیعت قضیه اینجوری است. شما ملاحظه كنید؛ در محیطهای مختلف، جماعات مختلف، كسی یك كاری را میكند؛ تعبیری را، حرفی را بر زبان میآورد؛ انسان خوشش هم نمیآید، اما درعینحال تأثیر میگذارد؛ یعنی تكرار آن رفتار را برای انسان تسهیل میكند، آسان میكند؛ طبیعت قضیه این است.
 یك مسئلهی دیگر هم «انصاف» است. البته اینهائی كه عرض میكنیم، در واقع توضیح واضحات است و شما آقایان و خانمها به این چیزها واقفید؛ شاید خود شما، مردم را به این چیزها توصیه میكنید؛ ولی ما هم وظیفه داریم كه اینها را عرض كنیم؛ ولو حالا شما بحمداللّه شاید هیچ احتیاجی هم ندارید كه ما بگوئیم، اما لازم است بگوئیم. انصاف را باید رعایت كرد؛ انصاف در مقابل آن دوستی كه در مجلس همكار شما است، انصاف در مقابل آن كسی كه بیرون مجلس است، انصاف در مقابل دولت، انصاف در مقابل قوهی قضائیه. انصاف را باید رعایت كنید؛ «و لا یجرمنّكم شنئان قوم علی الّا تعدلوا».(۲) گاهی ما با كسی بدیم، از كسی بدمان میآید؛ خب، این كار میتواند موجّه باشد؛ بالاخره یك دلیلی داریم، از كسی خوشمان نمیآید؛ اما نسبت به همین كسی هم كه از او خوشمان نمیآید و استدلال هم داریم برای اینكه از او خوشمان نیاید، باید انسان انصاف به خرج دهد. كسی یك نقطهی خوبی دارد؛ آن را تحت تأثیر نقطهی بدی كه از او در ذهن ما هست، قرار ندهیم؛ این خیلی چیز مهمی است. بیانصافی و رفتار نامتناسب، منجر میشود به عكسالعمل مشابه در طرف مقابل. ما آدمهای ضعیفی هستیم دیگر؛ شما اگر چنانچه مثلاً نسبت به این حقیر یك وقتی بیانصافی كردید، این حقیر آن مقدار قدرت و توانائی و ضبط نفس ندارم كه بگویم خیلی خوب، حالا او بیانصافی كرد، بكند؛ من هم وادار میشوم به بیانصافی. اینجوری در جامعه، تبادل بیانصافیها، به جای تبادل انصاف، به جای تبادل محبت، رائج میشود. ببینید، چون شما نمایندهی مجلسید، این تأثیر وجود دارد؛ والّا اگر چنانچه شما جزو افراد معمولی جامعه بودید، تأثیر داشت، اما نه به این اندازه. وقتی ما در روی سكوئی قرار گرفتیم و مردم به ما نگاه میكنند، رفتار ما یك معنا دارد؛ وقتی كه نه، در جمعیت مردم، در سواد مردم گم هستیم، همان رفتار یك معنای دیگری دارد.
 یك مسئله هم كه بنده همیشه به دوستان مجلس عرض كردم، تعامل با قوهی مجریه است. با قوهی مجریه هم كه ما مینشینیم، چه با رئیس جمهور محترم، چه با وزرای محترم، چه با مجموع اینها، همین سفارش را به آنها میكنیم كه با قوهی مقننه تعامل كنند. هر كدام هم حقی دارند. مجلس دارای حق است، در یك محدودهی مشخصی؛ قوهی مجریه و دستهای كنندهی كار هم دارای حقند، در یك محدودهی مشخصی. حدود یكدیگر را باید حفظ كنند، با یكدیگر تعامل كنند؛ این تعامل، جادهی دوطرفه است - فرنگیها و فرنگیمآبها میگویند جادهی دوطرفه؛ حرف بدی هم نیست، تعبیر بدی هم نیست - باید از هر دو طرف، این تعامل وجود داشته باشد. البته درعینحال با همهی حسن نیتهائی كه طرفین دارند، گاهی بیتفاهمیهائی وجود پیدا میكند - اشكالی ندارد - لیكن این عدم تفاهمها در همان حدی كه اقتضای طبیعی كار است، ایراد ندارد؛ نباید تشدید كرد، ایجاد كدورت كرد؛ اینها را باید مراقبت كرد.
 به شما عرض میكنیم؛ قوهی مجریه وسط میدان ایستاده است - چه این دولت، چه هر دولت دیگری - و كارها به عهدهی اوست، بارها بر دوش اوست، ملامتها به طرف او سرازیر میشود، سؤالها و مؤاخذهها از او میشود؛ لذا باید ملاحظهی او را كرد. به قوهی مجریه هم ما همیشه سفارش میكنیم؛ این حق عظیمی كه در قانون برای مجلس قانونگذاری و برای كل قانون ملاحظه شده، باید از طرف مجریان رعایت شود. قانون اساس كار است، قانون ریل حركت این قطار است؛ شما باید زحمت بكشید این ریلگذاری را بكنید، آنها هم باید بر روی این ریل حركت كنند. شما كمك كنید كه این ریل جوری باشد كه این قطار سر پیچ بتواند بپیچد. قطار شمال را آقایان دیدهاند؛ یك جاهائی پیچهای سختی دارد، اما بالاخره جوری است كه قطار میتواند حركت كند. از این پائین تا آن بالای كوه قطار حركت میكند، میرود بالا و میآید پائین، مشكلی هم برایش پیش نمیآید؛ چون ریلها درست چیده شده است. اگر چنانچه این انحناهائی كه لازم بود به وجود بیاید، به این شكل به وجود نیامده بود، اگر مثلاً جوری تنظیم شده بود كه قطار نمیتوانست حركت كند، مكرر شما شاهد سقوط قطار از آن بالا میبودید. این را باید در ریلگذاری ملاحظه كرد. شما ریلگذارید، او روی این ریل حركت میكند و باید قدر شما را بداند؛ اما شما هم بدانید كه بالاخره بنا است روی این ریل حركت شود. بنابراین دو طرفِ قضیه مهم است. عرض كردیم، این مخصوص این دولت نیست؛ در همهی دولتها، و در چند دورهی مجلس و دولت، بنده مكرر این سفارش را به همه كردم؛ البته خب، بعضی انصافاً رعایت كردند، بعضی هم گاهی بیتوجهی كردند.
 مجلس قطعاً در رأس امور است - همان طور كه امام (رضوان اللّه تعالی علیه) فرمودند - اما این را هم توجه كنید كه «مجلس در رأس امور است» معنایش این نیست كه هر یك نمایندهای در رأس امور است؛ «مجلس» در رأس امور است؛ یك نماینده، یك نماینده است. یعنی نمایندهی محترم و عزیزی كه مردمِ یك جمع و گوشهای از كشور با شوق و با شور جمع شدند و او را فرستادند مجلس، تصور نكند كه او در رأس امور است؛ نه، «مجلس» در رأس امور است؛ برخوردش را اینجوری مقایسه كند.
 بنابراین برگردیم به آن حرف اوّلمان، برادران و خواهران عزیز! آنچه برای من و شما میماند و این دعا را مستجاب میكند: «و لا تهلكنی غمّا حتّی تغفر لی و ترحمنی و تعرفنی الاستجابة فی دعائی»،(۳) عمل امروز ما است كه با جدیت باشد، با مجاهدت باشد، با اخلاص باشد، با احساس وظیفه باشد. اگر اینها شد، خدای متعال از برخی از كم و زیادها و مسامحهها و مساهلهها خواهد گذشت؛ اما مهم این است كه ما همتمان بر این باشد كه انشاءاللّه كار را تمیز و طاهر و بیحاشیه و با نیتِ خوب و با جدیت انجام دهیم.
 یك جمله هم دربارهی انتخابات عرض كنیم. همان طور كه رئیس محترم مجلس هم اشاره كردند، انتخابات همیشه مهم است و حالا هم  كه خب طبعاً به مناسبتهائی اهمیت زیادی دارد. همه باید تلاش كنند كه انشاءاللّه این انتخابات، پرشور و با حضور عمومی مردم انجام بگیرد. این موجب میشود كه كشور، هم مصونیت پیدا كند، هم اقتدار پیدا كند، هم امنیت پیدا كند. حضور مردم، تهدید دشمنان را از بین میبرد. شما میبینید كه برخی از سیاستمداران غربی و بخصوص برخی از سیاستمدارهای پشت پردهی آمریكائی تحلیلهائی میكنند - كه خب، بعضاً منتشر هم میشود، به رسانهها منتقل هم میشود - و میگویند: نظام جمهوری اسلامی ایران به این آسانیها و به این زودیها تكانبخور نیست. چرا این حرف را میگویند؟ برای خاطر اینكه میبینند این نظام، متكی به مردم است؛ سرّش فقط این است؛ والّا اینكه خیال كنیم كه حالا در رأس نظام زید وجود دارد یا عمرو وجود دارد، اینها در مقابل عظمت حضور مردم و پشتوانهی نظام، در واقع هیچ است؛ شبیه هیچ است.
 وقتی مردم در یك نظامی متحدند، یكپارچهاند، پشتیبان نظامند، با نظامند، این نظام مصونیت پیدا میكند، اقتدار پیدا میكند، قدرت پیدا میكند، بركندن آن از جا ناممكن میشود؛ مثل درختی است كه در اعماق زمین ریشه دوانده؛ این را نمیشود برداشت. بعضی از نظامها هستند كه پول هم دارند، امكانات هم دارند، بهبه و چهچه سیاستمدارانِ استعمارگر دنیا را هم دارند، اما ریشه ندارند؛ خودشان هم میدانند كه ریشه ندارند. نظام جمهوری اسلامی ریشه دارد؛ این ریشه، مردمند. اجتماع مردم حول این نظام، مایهی عزت و بركت كشور و بركت نظام و بركت خود آن مردم است. مردم كمك میكنند به این كه نظام عزت پیدا كند؛ خود این، عزت مردم است؛ خود این، مصونیت و امنیت مردم است؛ خود این، امكانی است برای حل همهی مشكلات مردم؛ این را باید دانست؛ این یك فرمول كلی است. بنابراین انتخابات كه مظهر حضور مردم است، باید پرشور برگزار شود؛ همهی تلاش و همت مسئولان باید این باشد.
 خوشبختانه قوانینی هم كه وجود دارد، قوانین خوبی است؛ قوانین معقولی است. همین طور كه مكرر عرض كردیم، بنبستی وجود ندارد. لذا مشاهده میكنید كه در همین انتخابات، تا این مرحلهای كه تا الان پیش آمدیم، روال قانونی جریان پیدا كرده. وقتی كه از نامزدهای محترم سؤال كردند كه اگر چنانچه شورای نگهبان نظری بدهد، شما تمكین میكنید، همهی آنها گفتند: بله، ما تمكین میكنیم. تمكین هم كردند. ما باید واقعاً تشكر كنیم از همهی این نامزدها؛ آنهائی كه به نحوی صلاحیتشان احراز نشد. اینها گفتند از نظر شورای نگهبان تمكین میكنیم، و به قول خودشان عمل كردند و تمكین كردند؛ این نشاندهندهی اهمیت و ارجحیت قانون است، نشاندهندهی كاربری قانون است؛ چون قانون بر مملكت حاكم است. ممكن است بنده یا جنابعالی از قانون ناراضی هم باشیم - گاهی اینجوری است - اما وقتی انسان در مقابل قانون تمكین كرد، حل اختلاف میشود، فصلالخطاب میشود؛ این نعمت بزرگی است، این بركت بزرگی است.
 مردم هم در كشور ما بحمداللّه آگاهی و هوشیاری دارند. نمیخواهیم تملق بیجا بگوئیم؛ اما حقیقت قضیه این است كه آشنائی ذهنی مردم ما با مسائل سیاسی، از متوسط كشورهای دنیا در سطح عالم بالاتر است. آنطور كه ما اطلاع داریم از وضع كشورها - كه برای ما گزارش میكنند و از منابع آشكار و منابع پنهان به دست میآید - چه كشورهای اروپائی، چه كشورهای آمریكائی، چه كشورهای آسیائی، مردم آگاهیهای مختلفی دارند، كم و زیاد دارد، یك متوسطی دارد؛ اما آگاهی مردم ایران و بصیرت مردم ایران در مسائل سیاسی، از متوسط جهانی بالاتر است. نمیخواهیم ادعای معصومیت كنیم برای آحاد مردم، اما این ادعای قابل قبولی است و واقعی است؛ نگاه میكنند، بصیرت دارند، تشخیص میدهند. خوشبختانه امروز وسیلهی تشخیص هم در اختیار مردم است. خب، این صدا و سیما است؛ برنامهها را ضبط میكند، برنامهها را پخش میكند، حرفها را نشان میدهد، شخصیتها را نشان میدهد؛ مردم میتوانند نگاه كنند، به یك نتیجهای برسند؛ این نتیجه ممكن است درست باشد، ممكن است نادرست باشد؛ ممكن است زید به یك نتیجه برسد، عمرو به یك نتیجه برسد؛ خب، طبعاً یكیاش درست است، یكیاش غلط؛ اما خدای متعال به هر دو اجر خواهد داد. وقتی انسان نگاه كرد و ملاحظه كرد و تشخیص داد و بر اساس تشخیصِ خود محض رضای خدا عمل كرد، خدای متعال به انسان اجر میدهد. این وظیفهی ماها است - همهی آحاد مردم - كه نگاه كنیم ببینیم واقعاً به چه نتیجهای میرسیم، بر طبق آن نتیجه عمل كنیم.
 البته آقایانی هم كه در تلویزیون به عنوان نامزد ظاهر میشوند و حرف میزنند، وظائف سنگینی دارند؛ آنها هم باید مراقب باشند. حرفی كه از دهان انسان خارج میشود، باید واقعی، صمیمی، متكی به اطلاعات درست و برآمدهی از زبان صادق و راستگو باشد. اینجور نباشد كه حالا برای اینكه توجه مردم را جلب كنیم، هرچه به دهانمان آمد، بگوئیم؛ اینها را باید مراقبت كنند. نامزدها كاری كه میدانند درست است، میتوانند انجام دهند، آن را بگویند - حالا به عنوان وعده، به عنوان برنامه، به عنوان هرچه - سعی كنند مردم را با واقعیت مواجه كنند؛ هم واقعیت اوضاع، هم واقعیت خودشان. اگر این شد، خدا بركت خواهد داد؛ اگر این شد، خدای متعال كمك خواهد كرد؛ چون كارها دست خدا است، همه چیز به ارادهی الهی برمیگردد؛ «كلّ الیه راجعون»، «ازمّة الأمور طرّ بیده / و الكلّ مستمدّة من مدده».(۴) اگر چنانچه ما صادقانه عمل كردیم، ارادهی الهی هم كمك خواهد كرد. گاهی كمك به این بندهی حقیر این است كه توفیق این مسئولیت را پیدا كنم، گاهی كمك به من این است كه توفیق این مسئولیت را پیدا نكنم؛ هر دویش كمك الهی است. اگر چنانچه ما صادقانه عمل كردیم، خدای متعال به ما كمك خواهد كرد و آنچه كه صلاح و خیر است، به ما خواهد داد. اینجور نباشد كه حالا برای اینكه مردم به ما متوجه شوند، همهی آنچه را كه ماورای ما است، تخریب كنیم؛ چه آنچه كه مربوط به نامزدهای دیگر است، چه آنچه كه مربوط به واقعیتهای موجود جامعه است. باید درست عمل شود. آن وقت ما انتخاب خواهیم كرد.
 البته این حرفها هم كه فلانی، رهبری، این بندهی حقیر، طرفدار زید است یا طرفدار عمرو است، از آن حرفهائی است كه همیشه بوده و واقعیت هم ندارد؛ اكثر آنهائی هم كه میگویند، میدانند كه واقعیت ندارد. از كجا میدانند كه بنده طرفدار چه كسیام؟ كسی كه از من نمیشنود؛ نه در گذشته شنفته است، نه تا حالا شنفته، نه بعد از این خواهد شنفت. حدسیاتی میزنند؛ این حدسیات هرچه گفته نشود، هرچه بر زبان آورده نشود، بهتر است؛ نمیدانند كه. بنده هم یك رأی دارم مثل بقیه. آن روز من در جمع برادران دانشجوی پاسدار این را گفتم: ممكن است نظر شما به یك نفری باشد، نظر من به یك نفر دیگر باشد؛ چه اشكالی دارد؟ شما یكی را بپسندید، من یك كس دیگر را بپسندم؛ هیچ اشكالی ندارد. شما یك شناختی از زید دارید كه من آن شناخت را از او ندارم؛ هیچ مانعی ندارد. اینجور نیست كه هرچه شما فهمیدید، بنده هم باید همان را بفهمم؛ یا هرچه من فهمیدم، شما هم باید همان را بفهمید؛ نه، اینها تشخیصها است. آنچه كه بین ما و خدا حجت است، این است كه بتوانیم درست تشخیص دهیم.در خبرهای رادیوهای بیگانه و آنچه كه در این نوشتجات منعكس میشود - كه لابد میبینید، میشنوید - روی مقاصدی كه دارند، همین چیزها را هی تبلیغ میكنند، هی فضا را داغ میكنند. خب، اهداف آنها معلوم است. البته اینجور هم نیست كه ما ندانیم مقصود آنها از این كارها چیست. ما كار خودمان را انجام میدهیم. ما بلدیم چه كار كنیم. جامعهی اسلامی و نظام اسلامی میفهمد دارد چه كار میكند. نظام اسلامی دارد راه خودش را میرود. هدف مشخص است، راه مشخص است، تدابیر مشخص است. نظام، كار خودش را انجام میدهد؛ حالا دیگران توی سر خودشان میزنند، بزنند؛ آن تأثیری در كار نظام ندارد؛ لیكن آگاهی و هوشیاری در این مراحل، مهم است.
 امیدوارم انشاءاللّه خدای متعال برای این كشور، برای شما، برای آحاد مردم، خیر اراده فرموده باشد و بركات خودش را بر شما، بر ما، بر همه نازل كند و ان‌شاءاللّه فردای این كشور و این ملت از امروزِ او و از دیروزِ او بهتر باشد.
    والسّلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته
 
۱) نهجالبلاغه، حكمت ۲۱۳
۲) مائده: ۸
۳) مصباح المتهجد، ج ۲، ص ۵۶۲
۴) منظومهی حكیم سبزواری


نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد 1392  توسط سید مرتضی رضایی میانگله 




درباره سایت
 
 
 
جستجو